بهائیت

بهائیت

فرقه ضاله بهائیت که سعی کرده است از شگردها و عوامل گوناگونی بهره ببرد تا به اهداف سیاسی خود برسد، طی سالیان اخیر تلاشهای اقتصادی و سیاسی زیادی به کار بسته تا با افزایش آمار بهائیان ایران با پررنگ کردن آمارجمعیتی، اهداف خود را پیش ببرند. به همین منظور سران بهاییت در دستوری تشکیلاتی خواسته اند تا در آمار بهاییان ساکن در کشور بزرگ نمایی کرده و تعداد را از آن چه که هست بیشتر نشان دهند، هرچند آمار رسمی در خصوص تعداد آنها در ایران، دقیق نیست.

امام خمینی (ره) درباره این فرقه فرموده بودند: بهائیان به عنوان یک حزب و نه یک مذهب، وظیفه جاسوسی برای اسرائیل را دارند. دیدگاه مردم نیز نسبت به این فرقه، چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن، این بود که این فرقه ضاله، فرقه ای ضد اسلام و ضد ملیت است، و حتی بعد از انقلاب این تلقی، تشدید گردیده است، چرا که سوابق وابستگی برخی از سران آنان به بیگانگان محرز و دشمنی آنان با دین و دولت ایران در افکار عمومی مسلمانان غیر قابل انکار بود. طی سال های اخیر، بهائیان تلاش کرده اند که با گسترش عقائد خود و با استفاده از شگردهای جذاب، پیروانی برای این فرقه ضاله جمع کنند،

بهائیت توسط شخصی به نام حسینعلی نوری (بهاء ا…) حدود ۱۷۰ سال پیش و با حمایت کشورهای استعماری بخصوص روس تزار شکل گرفت. در سال ۱۲۶۰ شخصی به نام علی محمد باب ادعای جدیدی را مطرح می کند که آن ادعای بابیت امام زمان(عج) می باشد و پس از اینکه علی محمد باب را در تبریز نزد ناصرالدین شاه می برند، وی ادعای نبوت می کند و البته از پاسخ به سؤالات علمای حاضر در جلسه عاجز و درمانده می شود، بنابراین وی به زندان منتقل می شود. آن زمان که وی در زندان بسر می برد، حسینعلی نوری به همراه چند نفر از دیگر دوستان بابی خود اجتماعی را در بدشت به راه می اندازند که حاصل آن کشف حجاب توسط فردی به نام طاهره قزوینی است. البته این بهترین فرصت برای حسینعلی نوری بود تا بتواند برای خود جایگاهی در بین بابیان کسب نماید.از دیگر اقدامات بابیان در آن زمان ایجاد آشوبها و فتنه هایی در کشور بود که جناب میرزا تقی خان امیرکبیر ختم غائله بابیت را در اعدام علی محمد باب دید، لذا وی در سال۱۲۶۶ و در زمان ناصرالدین شاه قاجار اعدام گردید. پس از اعدام باب، کینه عجیبی از شخص امیرکبیر و ناصرالدین شاه در دل بابیان جای گرفت و در نتیجه، اقدام به ترور شاه کردند و چون داستان ترور ناکام ماند، حکم به پیگیری ماجرا و عاملان ترور صادر گردید و نقش اول داستان ترور یعنی حسینعلی نوری در آن زمان به سفارت روس پناهنده می گردد و دولت روس نیز از تحویل آن به ماموران حکومتی خودداری نمود.در نهایت دولت روس زمانی که با پافشاری شاه مبنی بر تحویل حسینعلی نوری مواجه گردید، طی نامه ای به مضمون اینکه حسینعلی امانتی است از جانب دولت روس، در حفظ و حمایت آن کوشا باشید، حاضر به تحویل وی شدند. با توجه به حمایتهای همه جانبه دولت روس از حسینعلی، ناصرالدین شاه، وی و دیگر بابیان را به عراق تبعید نمود. بعد از تبعید به عراق، شیوه آنها، دزدیدن لباس و نقدینه و کفش و کلاه زوار اماکن مقدسه در شب ها بود. از مهمترین اقدامات حسینعلی نوری در بغداد، حذف فیزیکی و کشتار مخالفان خود بود که سد راهی در مقابل جانشینی بهاء به شمار می رفتند. در نهایت، دولت عثمانی تصمیم به تبعید بابیت به استانبول می نماید و پس از مدتی که درگیری بین بابیان بر سر جانشینی باب شدت می گیرد، دولت عثمانی حسینعلی نوری را به عکا و برادرش میرزا یحیی نوری را به قبرس تبعید می نماید. به محض ورود حسینعلی نوری به عکا در فلسطین اشغالی وی ادعای پیامبری و دین جدید نمود که دولت روس ادعای وی را به رسمیت شناخت و اولین مشرق الذکار این فرقه نیز در عشق آباد تاسیس شد و به این طریق یک فرقه ضاله با حمایت دولتهای استعماری گسترش یافت.

استعمار در پیدایش و گسترش بهائیت نقش کلیدی را ایفا نموده است، هرچند نظرات در میزان دخالت استعمار در پیدایش بابیت و ایجاد انگیزه در ذهن علی محمد باب کمی متفاوت است، اما در ایجاد فرقه بهائیت و گسترش آن توسط دولتهای استعماری جای هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد. این مسأله با نگاهی منطقی در کتب تاریخی بهائیت و اسناد بسیار زیادی که در تأیید این مسأله وجود دارد، روشن و قابل اثبات است.

در مسأله اعتقادات می توان به صراحت عنوان کرد که نظر بهائیان با آنچه مورد اعتقاد حسینعلی نوری بوده است، تفاوتهای زیادی دارد. به عنوان مثال بهائیان، حسینعلی را پیامبر قرن جدید و من یظهره ا…معرفی می نمایند و این در حالی است که خود حسینعلی نوری به خاتمیت پیامبر اکرم( ص ) معترف بوده است و عنوان می کند، رسالت و نبوت به وسیله پیامبر اکرم پایان پذیرفته است. در واقع آن کسی که بهائیان وی را پیامبر می دانند، خود می گوید که من پیامبر نیستم، بلکه مقام من از پیامبران قبل بالاتر است، زیرا پیامبری به ظهور حضرت رسول ختم گردید.حسینعلی نوری طبق اسناد موجود در کتب بهائی، خود را خدا می داند و رسما ادعا می کند که لا اله الا انا المسجون الفرید و همچنین می گوید: آنکه جهان را برای خود خلق کرد، در خراب ترین مکان ها بدست ستمکاران زندانی است و در جایی دیگر در ضمن داستان تولد خود، به یاوه گویی پرداخته و عنوان می کند: خوشا از آن بامدادی که متولد شد، کسی که نه می زاید و نه متولد می شود. فرقه بهائیت در مسأله توحید خود را یکتاپرست معرفی می نمایند و این در حالی است که آنها در عمل، قبر یک انسان را به عنوان قبله خود قرار داده و هنگام نماز رو به قبر حسینعلی نوری ایستاده و می گویند: نیست خدایی جز تو! البته این مسأله جای تعجب ندارد زیرا حسینعلی نوری خود را خالق خدایان می داند. وی در یکی از نوشته های خود عنوان می کند همه خدایان از ترشح امر من به الوهیت رسیده اند و همه ربوب از حکم من تربیت شده اند و به ربوبیت رسیده اند. بنابراین می توان عنوان کرد که خود بهاء نیز اعتقادی به خدای یکتا نداشته و مقام خدایی را نیز برای خود کم می پنداشته است.

همچنین بهائیان در ارتباط با حضرت ولیعصر(عج)، مسأله امامت فرزند امام حسن عسکری (ع) را موهوم و خرافه می دانند، تا آنجا که عباس افندی (پسر بهاء و جانشین وی) در کتاب مائده آسمانی، به حضرت ولی عصر(عج) اهانت می کند و در مقابل، علی محمد باب را به عنوان قائم موعود معرفی می نماید و این در حالی است که علی محمد باب ضمن اعتراف به وجود فرزند امام حسن عسکری به عنوان امام دوازدهم و شهادت به وجود نواب اربعه، اعلام می کند که اگر کسی یکی از نواب چهار گانه را انکار نماید، کافر شده و از خاسران خواهد بود. در حالی که بهائیان نه تنها منکر نواب اربعه برای حضرت ولیعصر (عج) هستند، بلکه وجود آن امام را نیز منکر و از موهومات می دانند، لذا بنابر گفته علی محمد باب نیز، آنها کافر هستند و از زیانکاران خواهند بود.

یکی از آسیبهای پیش رو در مباحث مهدویت، پیدایش مدعیان دروغین در هر زمانی بوده است و ادعای علی محمد باب زمینه پیدایش فرقه بهائیت را فراهم آورد. لذا گرچه پیدایش این فرقه با هدف تفرقه و ایجاد انشعاب در تشیع صورت پذیرفت، اما آنچه امروز در برنامه ها و تشکیلات بهائیت مشاهده می شود، یک سری اهداف سیاسی در جهت پیشبرد دولتهای غربی همچون آمریکا و رژیم اسرائیل می باشد.

هم اکنون رهبری و هدایت بهائیان توسط شورای ۹ نفره ای در بیت العدل بهائیان (ساختمانی بر کرانه کوه کرمل در شهر حیفای اسرائیل) صورت می پذیرد. بیت العدل، بالاترین نهاد قانون گذاری در بهائیت می باشد و در اعتقاد بهائیان اعضای بیت العدل معصوم بوده و از هر گونه خطا به دور می باشند. ضمن آنکه اعضای بیت العدل همگی باید مرد باشند و بر اساس نص صریح کتب بهائی، زنان حق عضویت در بیت العدل را ندارند که این مسأله با شعار بهائیت مبنی بر تساوی حقوق زن و مرد در تضاد است. این حکم همواره بهائیت را با چالشی جدی روبه رو کرده است.

دوره‌ها

مطالب

تفکرات و عقاید خطرناک احمد بصری

نمونه‌ای از دورویی و نفــاقِ آشڪار فرقه‌ی منحرف احمدبصری را در این کلیپ ببینید!

احمد الحسن کیست؟

تاریخچه پیدایش احمد اسماعیل صالح السلمی البصری(۱۹۶۸م) معروف به «احمد الحسن الیمانی»، یکی از جریان‏‏های نوظهور در مسیر مهدویت است.[ وی خود را پنجمین فرزند با واسطه امام دوازدهم(ع) دانسته و علاوه بر آن، دارای ادعاهای بیشماری می‏باشد که ادعای یمانی بودن، سفارت و وصایت حضرت حجت(ع) اساس ادعای اینن شخص را تشکیل می‏دهد. احمد […]
مشاهده تمام مطالب